داف + یه خاطره با مزه

به نام خدا

اول عکس ها رو میزارم بعد خاطره مو تعریف میکنم فقط بخندید

عکس ها همشون و خودم گرفتن و عکس اخری تو یکی از معادن پاکدشت و محمد رضا هاشم تو سایت قبلی اسم شون mrezah68 بود این عکس و گرفتن .

اما خاطره :

اواخر سال ۹۳ بود که خبر ورود کشنده داف به ایران تو همین سایت پخش شد (البته تو سایت قبلی) و وقتی هم وارد شد اون قدری دست مردم نبود که همه جا دیده بشه و منم فقط عکس کشنده داف و رو سایت دیده بودم .

گذشت و گذشت تا اردیبهشت ۹۴ دانشگاه بودم و یه چیزی خونه جا گداشته بودم و تا کلاس بعدی که شروع میشد زمان زیادی داشتیم و به یکی از رفیقام به اسم میثم گفتم این جوری بیا بریم خونه و برگردیم .

از ورامین راه افتادیم سمت پاکدشت و خلاصه وسیله رو برداشتیم و جاتون خالی ناهاری هم تو خونه زدیم و میخواستیم بگردیم دانشگاه که از سر کوچه عمو مهران رد شدیم دیدم عه ماشین اون ماشین قبلی نیست .

اخه قبل از داف یه اف اچ ۴۴۰ پاکوتاه داشتن منم که اون موقع عجیب عشق شو داشتم سریع دور زدم و برگشتم ببینم چی جدید خریدن .

وقتی وارد کوچه شدم دیدم بله داف خریدن و تا اون موقع اصلا داف از نزدیک ندیده بودم .

منم مثله داف ندیده ها (واقعا هم داف ندیده بودم) وایستادیم کلی نگاه کردیم و کلی به به چه چه ماشاالله ماشاالله

خلاصه رفیقمون من بزور سوار ماشین کرد گفت بیا بریم تا کلاس شروع نشده

هیچی رفتیم دانشگاه و نشستیم سر کلاس منتظر بودیم که استاد بیاد

ولی من تو یه دنیا دیگه سیر میکردم و اصلا یه جایی دیگه بودم جسم سر کلاس ولی روح پیش داف عمو مهران

با میثم داشتیم صحبت میکردیم عجب دافی بود فلان و بیسار از این حرفا

که نمیدونم کدوم خیر ندیده ای بود گفت که اون داف سفیده رو میگی ؟

منم گفتم اره همون و میگم تو هم دیدیش ؟

گفت اره ردیف کنار پنجره نشسته (منظورش یکی از خانم های همکلاسی مون بود)

که ناگهان سر این سوتی من کلاس منفجر شد از خنده

و حالا مگه میشد ثابتی که به خدا من هیچ قصد و منظوری ندارم

داف مد نظر من چیزی دیگست و …

از این ور هم میثم گرفته بود به کابل هیچ دفاعی از من نمیکرد

و یه مدتی هم سوژه کلاس بودیم 😄😄🤣

اینم از خاطره ما با داف که دردسر درست شد برامون

امیدوارم که خوشتون اومده باشه

درباره vahid.1995

با سلام یک عدد عشق رانندگی هستم سبک ، سنگین ، ویژه و موتورسیکلت انشاءالله دوستان همه به آرزوهای قشنگ شون برسن . یا حق

۱۴ دیدگاه

  1. عجب بابا عجب خاطره ای خیلی قشنگ بود ظاهرا داف باز ایتجا زیاد داریم اون از مانی که حسابی شیطون و شنگوله اینم از شما لامصب نزدیک تابستون هست و فصل داف بازیه بچه ها مراقب باشید که داف ها تو جاده ها و خیابون ها سر به هواتون نکنن و گول تون نزنن

  2. این همون عمو مهرانه یا نه؟

  3. بابا ایولا الحق ک مث خودم عاشقی 😅😂😂😂

  4. دستت درد نکنه وحید خاطره قشنگی بود لذت بردیم😅😂

  5. اول از نویسنده این پست تشکر میکنم بابت عکس های زیباش دوم از همه خاطره بسیار قشنگ و جالبی بود و سوم از همه این غول بی شاخ و دم هلندی هست که واقعا ادم از دیدنش سیر نمیشه و لذت میبره از دیدنش طرح سوپر اسپیس کب هم که دلبری میکنه روی ماشین فکر میکنم از نمونه های فول وارد شده به کشور هست

  6. خیلی خاطره قشنگ و زیبا و دل نشینی بود چه اشکال داره همه پسر هستید باید جوونی بکنید راحت باشید و هرجور که دلتون خواست زندگی کنید

  7. داف شما ساپورتیه داف ما هنوزم چادریه هه

  8. 😂😂😂😂 خدا تورو واسه ما نگه داره وحید جان

    من خودم بعد بنز و مان ، عاشق دافم .
    راستی داف های یو ۳ با یو ۱ جه فرق هایی میکنن ؟؟؟

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلد های ستاره دار را پر کنید. *

*